بي تابم براي تكرار لحظه هاي تو بيدار دوباره حس كردن هواي تو بارون ترانه سيل غزل پر نمي كنه جاي تو حرف من نداره زيبايي معناي تو تا پرده گريه وقتي صدامو مي بري آبي مي شه قلبم اين ابري خاكستري اي اوج تخيل لحظه گل در شب غزلسرايي با تو من رسيدم به لمس روشنايي دريايي تو دريا ژرف و گيرا بينهايت و انتها من دل غرقهي تو بي ساحل بي رهايي
پيدا شد ستاره از پشت سايه هاي شب در قلب من اي واي احساس تو زيبا است عجب با تو پر شدم من از طروات از هواي دلدادگي همرنگ خود تو بي رنگ شدم از سادگي تيره بود و تاريك تمام لحظه هاي من تا روزي كه تابيد ماه تو در روياي من اي اوج تخيل لحظه گل شب غزلسرايي
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] با تو من رسيدم به لمس روشنايي دريايي تو دريا ژرف و گيرا بينهايت و انتها من دل غرقهي تو بي ساحل بي رهايي
اي اوج تخيل لحظه گل شب غزلسرايي
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] با تو من رسيدم به لمس روشنايي دريايي تو دريا ژرف و گيرا بينهايت و انتها من دل غرقهي تو بي ساحل بي رهايي
فرستنده متن : سميرا
|