زبانم را نمي فهمي تو خطم را نمي خواني چنان بيگانه اي حتي که نامم را نمي داني تو آنقدر گيج و گنگي در پليدي هاي اين غربت که بيداري و قلب عاشق ما را نمي بيني دل تو رفته در خواب و خيالت مست اين رويا سراسيمه رهايي در پي پس کوچه هاي سرد اين دنيا نگاه خسته ي ما را نمي بيني شتاب ثانيه ها را نمي بيني اميد و آرزوهاي ز هم بگسسته ي فرداي دنيا را نمي بيني من از بيگانگي هاي عجيب و پوچ اين ملت ندارم انتظاري از اين ماتم که همچون من تو هم غربت نشيني و زبانم را نمي فهمي
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] چنان بيگانه اي حتي که نامم را نمي داني
فرستنده متن : محمد
|