عشقیست مرا در دل و پنهان نتوان کرد
دردیست در این سینه که درمان نتوان کرد
گفتند که آن بی سر و پا هست چو موسی
هر بی سر و پا موسی ِ عمران نتوان کرد (۲)
گُل گرچه به زندان خزان یک شبه جان داد
این شعبده با جنگل خندان نتوان کرد
شب با همه تلخی به سر آید چو زمستان
پیوسته زمان را که زمستان نتوان کرد (۲)
در پنجه آن کرکس بیدا د ِنفسگیر
گُل گیسوی اندیشه پریشان نتوان کرد
در غربت خویشم و پریشم و غزلخوان
هر قُمری پر بسته غزلخوان نتوان کرد (۲)
با شیخ ستم پیشه بگویید که صد بار
دامان تو را پاک به باران نتوان کرد
چون موج خروشنده هراسی زشبم نیست
عشقیست مرا در دل و پنهان نتوان کرد (۳)
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]
سروده : فرهام
موسیقی و تنظیم : نیماد
صدا : حسام فریاد
ژوئن ۲۰۰۳
ارسال متن توسط : بیتا رحیمی
ارسال MP3 توسط : بیتا رحیمی
|