آنقدر در می زنم تا در برویم وا کنی رخصت دیدار رویت را به من اعطا کنی آنقدر در می زنم تا در برویم وا کنی رخصت دیدار رویت را به من اعطا کنی
بیش از این ما را گرفتار غم حجران مکن ای لقاالله من رخسار خود پنهان مکن در تحیر مانده ام باید کجا جوییم تو را چون نسیم کوی خود ما را تو سرگردان مکن
آنقدر در می زنم تا در برویم وا کنی (2) رخصت دیدار رویت را به من اعطا کنی (2) مرغ عشقم بسته در دامم هوایی نیستم در قفس افتاده و فکر رهایی نیستم ای بهشت آرزو گر خوار ناچیزم ولی دل به عشقت داده ام فکر جدائی نیستم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] آنقدر در می زنم تا در برویم وا کنی (2) رخصت دیدار رویت را به من اعطا کنی (2) مرغ عشقم بسته در دامم هوایی نیستم در قفس افتاده و فکر رهایی نیستم ای بهشت آرزو گر خوار ناچیزم ولی دل به عشقت داده ام فکر جدائی نیستم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ای بهشت آرزو گر خوار ناچیزم ولی دل به عشقت داده ام فکر جدائی نیستم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ای بهشت آرزو گر خوار ناچیزم ولی دل به عشقت داده ام فکر جدائی نیستم
فرستنده متن : محمد کاظم
|